لغت
یادگیری افعال – لهستانی
wrócić
Bumerang wrócił.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
słuchać
Ona słucha i słyszy dźwięk.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
przytulać
On przytula swojego starego ojca.
آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش میگیرد.
wysłać
Ona chce teraz wysłać list.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.
podpisać
Proszę tu podpisać!
امضاء کردن
لطفاً اینجا امضاء کنید!
przykrywać
Ona przykrywa włosy.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
wybierać
Podniosła słuchawkę i wybrała numer.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
czuć
On często czuje się samotny.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
używać
Nawet małe dzieci używają tabletów.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.
budzić się
On właśnie się obudził.
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.
niszczyć
Tornado niszczy wiele domów.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.