لغت
تايلندی – تمرین افعال
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.
برداشتن
بیل ماشین خاک را دارد میبرد.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری پرداخت کرد.
فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.