لغت
تايلندی – تمرین افعال
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
شکست خوردن
سگ ضعیفتر در جنگ شکست میخورد.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.
تکمیل کردن
آیا میتوانی پازل را تکمیل کنی؟
احساس کردن
مادر بسیار محبت به فرزندش احساس میکند.