لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
wait
We still have to wait for a month.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
mix
She mixes a fruit juice.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
call up
The teacher calls up the student.
فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.
get along
End your fight and finally get along!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
find one’s way
I can find my way well in a labyrinth.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
get out
She gets out of the car.
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.
win
He tries to win at chess.
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
let
She lets her kite fly.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
say goodbye
The woman says goodbye.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
explore
The astronauts want to explore outer space.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
work
The motorcycle is broken; it no longer works.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.