لغت
یادگیری افعال – عربی
تحرك
من الصحي أن تتحرك كثيرًا.
taharuk
min alsihiyi ‘an tataharak kthyran.
حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
أوقف
أوقفت الشرطية السيارة.
‘uwqif
‘awqaft alshurtiat alsayaarata.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
فهم
فهمت المهمة أخيرًا!
fahum
fahimt almuhimat akhyran!
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
تريد تحسين
تريد تحسين قوامها.
turid tahsin
turid tahsin qiwamaha.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
اضطجع
كانوا متعبين فاضطجعوا.
adtajae
kanuu muteabin fadtujieua.
دراز کشیدن
آنها خسته بودند و دراز کشیدند.
كتب
هو يكتب رسالة.
katab
hu yaktub risalatan.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
اعتنى
ابننا يعتني جيدًا بسيارته الجديدة.
aetanaa
abnuna yaetani jydan bisayaaratih aljadidati.
مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
حل
المحقق يحل القضية.
hala
almuhaqaq yahilu alqadiatu.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
شدد
شدد على بيانه.
shadad
shadad ealaa bayanihi.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
تفكيك
ابننا يتفكك كل شيء!
tafkik
abnuna yatafakak kula shay‘in!
باز کردن
پسرمان همه چیزها را باز میکند!
عرض
تعرض أحدث الموضة.
eard
taerad ‘ahdath almudati.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.