لغت
یادگیری افعال – اسلواکی
plynúť
Čas niekedy plynie pomaly.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
obmedziť
Ploty obmedzujú našu slobodu.
محدود کردن
حصارها آزادی ما را محدود میکنند.
zjednodušiť
Pre deti musíte zložité veci zjednodušiť.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
stačiť
Na obed mi stačí šalát.
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
vyzdvihnúť
Dieťa je vyzdvihnuté zo škôlky.
جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع میشود.
začať
Škola práve začína pre deti.
شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.
klamať
Často klame, keď chce niečo predávať.
دروغ گفتن
وقتی میخواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ میگوید.
objať
Matka objíma maličké nohy svojho bábätka.
در آغوش گرفتن
مادر پاهای کوچک نوزاد را در آغوش میگیرد.
triediť
Ešte mám veľa papierov na triedenie.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
spoznať
Cudzie psy sa chcú navzájom spoznať.
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.
cítiť
Často sa cíti osamelý.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.