لغت
یادگیری افعال – لتونيايی
savienot
Šis tilts savieno divas rajonus.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
ierasties
Viņš ieradās tieši laikā.
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.
sadalīt
Viņi sadala mājsaimniecības darbus starp sevi.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.
savākt
Mums ir jāsavāc visi āboli.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
triekt
Vilciens trieca automašīnu.
زدن
قطار به ماشین زد.
apmeklēt
Vecs draugs viņu apmeklē.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
mācīt
Viņš māca ģeogrāfiju.
آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.
melot
Viņš bieži melo, kad vēlas ko pārdot.
دروغ گفتن
وقتی میخواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ میگوید.
zvanīt
Meitene zvana sava draudzenei.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
zvanīt
Viņa var zvanīt tikai pusdienas pārtraukumā.
زنگ زدن
او فقط در وقت ناهار میتواند زنگ بزند.
nosedz
Viņa ir nosedzusi maizi ar sieru.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.