لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (PT)
alugar
Ele alugou um carro.
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
controlar-se
Não posso gastar muito dinheiro; preciso me controlar.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
permitir
Não se deve permitir a depressão.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
desmontar
Nosso filho desmonta tudo!
باز کردن
پسرمان همه چیزها را باز میکند!
liderar
Ele gosta de liderar uma equipe.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
imitar
A criança imita um avião.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.
cobrir
Ela cobre seu cabelo.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
ouvir
Ele gosta de ouvir a barriga de sua esposa grávida.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.
dividir
Eles dividem as tarefas domésticas entre si.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.
escolher
É difícil escolher o certo.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
testar
O carro está sendo testado na oficina.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.