لغت
یادگیری افعال – هوسه
gaya ɗari
Wannan lokaci kuma akwai buƙatar a gaya dari a matsayin kai-tsaye.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
so
Ta na so macen ta sosai.
دوست داشتن
او گربهاش را خیلی دوست دارد.
aiki
Okada ya kasa; ba ya aiki yanzu ba.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
kira
Yarinyar ta kira abokinta.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
kara
Kamfanin ya kara ribar sa.
افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.
kira
Don Allah kira ni gobe.
باز زنگ زدن
لطفاً فردا به من باز زنگ بزنید.
tafi
Mu son tafiya a cikin Turai.
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.
shan ruwa
Ya shan ruwa.
مست شدن
او مست شد.
fi
Kujeru suka fi dukkan dabbobi a nauyi.
سبقت گرفتن
والها از همه حیوانات در وزن سبقت میگیرند.
dawo
Boomerang ya dawo.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
ajiye
Kayayyakin suka ajiye gabas da gidan.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.