لغت
زبان چینی – تمرین افعال
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.
دریافت کردن
او افزایش حقوق از رئیس خود دریافت کرد.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.